|
|
|
|
|
حتما تا بحال کلمه مشروطه و مشروطه خواهی به گوشتان خورده است. نمیدانم چقدر با تاریخ ایران آشنا هستید ولی من به دلیل علاقه زیادی که به تاریخ معاصر ایران و جهان دارم تصمیم دارم هر از گاهی بعضی حوادث و جریانات تاریخی جالب را برایتان نقل کنم تا شما نیز با آنها آشنا شوید. جنبش مشروطه ایران مجموعه کوششها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدینشاه قاجار و سپس در دوره محمدعلیشاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی ایران به حکومت قانونمند رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد.
با توجه به ناقص بودن قانون اساسی که با عجله تهیه شده بود مجلس متمم قانون اساسی را تصویب کرد که در آن مفصلا حقوق مردم و تفکیک قوا و اصول مشروطیت آمده بود. محمدعلیشاه به مجلس رفت و سوگند وفاداری یاد کرد. اما پس از چند روز او و دیگر مستبدان عدهای را علیه مجلس در اطراف آن جمع کردند و به درگیری با نمایندگان و مدافعان مجلس پرداختند. پس از آن بمبی به کالسکه حامل محمدعلیشاه انداختند و وی به مقابله جدی با مجلس پرداخت و به باغشاه رفت و بریگاد قزاق را برای مقابله با مجلس آماده کرد. سرانجام محمد علی شاه با فرستادن کلنل لیاخوف روسی فرمانده بریگاد قزاق حمله به مجلس را آغاز کرد. لیاخوف با نیروهایش مجلس را محاصره کردند و ساختمان مجلس و مدرسه سپهسالار را در ۲۳ جمادیالاول ۱۳۲۶ (۲ سرطان ۱۲۸۷ مطابق ۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) به توپ بستند. عده زیادی از مدافعان مجلس در این حمله کشته شدند. محمدعلیشاه لیاخوف را به حکومت نظامی منصوب کرد و به تعقیب نمایندگان و دیگر آزادیخواهان پرداخت. ملکالمتکلمین و میرزا جهانگیرخان و قاضی ارداقی را در باغشاه پس از شکنجه در برابر محمدعلیشاه کشتند. پس از حمله به مجلس و دستگیری و اعدام آزادیخواهان، جنبش مشروطهخواهی با شکست روبرو شده بود. بسیاری از مشروطهخواهان مخفی شدند و برخی به خارج از ایران رفتند. پس از حمله به مجلس و پخش خبر آن، در شهرهای دیگر ایران شورشهائی برخاست. مردم تبریز با شنیدن خبرهای تهران به هواداری از مشروطه و مخالفت با محمدعلی شاه برخاستند. شاه نیروهای دولتی را برای سرکوب تبریزیان به آنجا فرستاد. ستارخان،باقرخان و حیدرخان عمواوغلی به بسیج مردم و سازماندهی نیروی مسلح (مجاهدین مشروطه) برای مقابله نیروهای دولتی دست زدند. گروهی از ایرانیان قفقاز نیز به مردم تبریز پیوستند و به مجاهدان قفقاز معروف شدند. علی مسیو از یاران حیدرخان عمواوغلی و یارانش هم دسته مجاهدان تبریز را تشکیل دادند. محمدعلیشاه از تزار روسیه نیکلای دوم درخواست کمک کرد و تبریز به محاصره نیروهای روس و نیروهای دولتی درآمد. در اصفهان نیز اعتراضات به بست نشینی عدهای انجامید و با پیوستن بختیاریها کار بالا گرفت. صمصامالسلطنه ایلخان بختیاری با نیروی مسلح زیادی به اصفهان وارد شد. برادر او علیقلی خان سردار اسعد نیز از اروپا به اصفهان آمد. در رشت هم انقلابیون گیلان به مقر حکومت حمله کردند و با کشتن آقا بالاخان شهر را گرفتند. در تهران هم دوباره کوششها بالا گرفت. بالاخره نیروهای گیلان به فرماندهی سپهدار اعظم از شمال و نیروهای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد از جنوب به سمت تهران آمدند و در نزدیکی تهران به هم پیوستند. نیروهای مجاهدین گیلان و بختیاری در ۱ رجب ۱۳۲۷ (۲۸ سرطان ۱۲۸۸ مطابق ۱۹ ژوئیه ۱۹۰۹) وارد تهران شدند و شاه و اطرافیانش به سفارت روس پناه بردند. انقلابیون مجلس عالی تشکیل دادند و محمدعلیشاه را از سلطنت خلع کردند و ولیعهد او احمد میرزا را که در آن زمان ۱۲ سال داشت به تخت نشاندند. بار دیگر مجلس شورای ملی تشکیل شد و ظاهراً دوره استبداد به پایان آمد و مشروطه خواهان پیروز شدند. پس از پیروزی مشروطه خواهان محمد علی شاه به روسیه گریخت و حتی از سوی مجلس مبلغی ماهیانه برای وی مقرر شد. ولی با این همه وی چندی بعد باز در اندیشه بازگشت به شاهی افتاد و با سپاهی که فراهم کرده بود به ایران تاخت اما شکست سختی خورد و آن پول ماهیانه را نیز از دست داد! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت توسط Sir Mullich
|
|
||
|
|
|
|
|
در پاييز همان سال، تظاهرات اعتراض آميز مردم نسبت به دولت آلمان شرقی شدت گرفت و دولت جدیدی جایگزین دولت قبلی شد. دولت جديد تصميم گرفت به ساكنان برلين شرقی اجازه سفر به برلین غربی را بدهد. لذا وزير تبليغات آلمان شرقی در يك مصاحبه مطبوعاتی اعلام كرد كه اهالی برلين شرقی میتوانند با رفتن به نقاط مشخص شده بازرسی مرزی و بعد از اينكه مداركشان مورد بررسی قرار گرفت، از مرز عبور كنند. بعد از اتمام اين مصاحبه، دهها هزار نفر از ساكنان برلين شرقی خود را به محل های مشخص شده رساندند تا از مرز عبور كنند و به برلين غربی بروند. هجوم اين جمعيت به كنار مرز، ماموران و نگهبانان را دچار مشكل كرد، چراكه آنها برای مقابله با چنين جمعيتی آمادگی نداشتند. لحظه به لحظه بر انبوه جمعيت اضافه میشد. سرانجام ماموران مرز را گشودند و مردم توانستند از آن عبور كنند. در آن طرف مرز، اهالی برلين غربی برای استقبال از همشهريان سابقشان جمع شده بودند. به اين ترتيب نهم نوامبر 1989 به روز فروپاشی ديوار برلين تبديل شد. اين ديوار ظرف روزها و هفتههای بعد و توسط كسانی كه از ديگر نقاط آلمان شرقی خود را به برلين رسانده بودند، به تدريج خراب شد. فرو ريختن ديوار برلين، اولين قدم در راه اتحاد مجدد دو آلمان بود كه سرانجام در سوم اكتبر 1990 صورت گرفت. درحال حاضر 34 قطعه از ديوار اصلی برلين در موزه نگهداری می شود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت توسط Sir Mullich
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا ایام هفته 7 روز است و انسان پس از 6 روز کار به استراحت میپردازد؟ در قران آمده است که خداوند آسمانها و زمین را در 6 روز آفریده است. در ده فرمان حضرت موسی نیز آمده است: 1- تو را خدايان ديگر غير از من نباشد. در کتاب مقدس مسیحیان (انجیل) آمده است: خدا در روز هفتم از همه کارهای خود آسود و انسان نیز باید در این روز بیاساید و آرام بگیرد. در بسیاری از مذاهب و آیینها این روز بسیار مهم بوده و برای آن، مراسم و قواعد گوناگونی وضع کرده اند. مسلمانان این روز را جمعه میدانند و برای آن مراسم مذهبی خاصی همجون نماز جمعه دارند. یهودیان این روز را شنبه میدانند و مسیحیان روز هفتم را روز یکشنبه، میدانند و به کلیسا میروند. از دید بسیاری آیینها این روز همچنین به این معناست که شخص به استراحت بپردازد و از وقت آزاد خود خردمندانه بهره گیرد و کسب و کار و تجارت را رها کند. در متون تاریخی نیز آمده است که یک چنین دوره هفت روزه ای وجود داشته است و اقوام هندی در 500 سال قبل از میلاد مسیح یک چنین روزی را گرامی میداشته اند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت توسط Sir Mullich
|
|
||
|
|
|
|
|
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». پدر با اضطراب نامه رو باز کرد و شروع به خوندن کرد: پدر عزيزم، با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما این فقط به خاطر احساسات نيست، پدر. اون حامله است! Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم: داشتن تعداد زيادي بچه! Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و با آدماي دیگه براي ساختن کوکائين و اکستازي تجارت میکنیم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، و اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني. با عشق، پسرت John پاورقي: پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من خونه Tommy هستم! فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه وجود داره! دوست دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت توسط Sir Mullich
|
|
||
|
|
|
|
|
مدير، امور را درست انجام مي دهد - رهبر، امورِ درست را انجام مي دهد. مدير وضعيت موجود را مي پذيرد - رهبر سعي در تغيير وضعيت موجود و بهبود آن دارد. مدير زاويه ديد محدود دارد - رهبر زاويه ديد گسترده دارد. مديـر درباره چگونگي و چه زماني سوال ميكند - رهبر درمورد چه چيز و چرا مي پرسد. مدير به نتيجه نگاه مي كند - رهبر به افق مي نگرد. مدير از تغييرات استقبال نمي كند - رهبر آنها را ايجاد مي كند. مدير كنترل مي كند - رهبر خلق مي كند. مدير دستور مي دهد - رهبر هدايت مي كند. مدير دخالت مي كند - رهبر ارشاد مي كند. مدير قضاوت مي كند - رهبر طبابت مي كند. مدير تفويض ناظرانه انجام مي دهد - رهبر تفويض آگاهانه مي كند. مدير كار را از طريق ديگران انجام مي دهد - رهبر كار را با مشاركت ديگران انجام مي دهد. مدير نگاه درون سازماني دارد - رهبر نگاه فراسازماني دارد. برای مدیر این مهم است كه در حضور ايشان چه كاري انجام مي شود - برای رهبر این مهم است كه در عدم حضور ايشان چه كاري انجام مي شود. برای مدیر مهم است كه كار به هر قيمتي انجام شود - برای رهبر مهم است كه كار به چه قيمتي انجام شود. مدير وظيفه مراقبت و پائيدن افراد را برعهده دارد - رهبر به توانمندسازي مي انديشد. مدير نگه مي دارد - رهبر توسعه مي دهد. مدير همواره در فكر موقعيت خويش است - رهبر به فكر موقعيت همكاران خود مي باشد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت توسط Sir Mullich
|
|
||
|
|
|
|
|
از بهره هوشی و خلاقیت نیل آرمسترانگ داستانها و مطالب زیادی گفته شده. اون اولین انسانی بود که روی ماه قدم گذاشت و اون جمله معروف "این قدم کوچکی برای من و گام بزرگی برای انسان است" برای اونه که وقتی داشت پاشو روی ماه میذاشت گفت. آرمسترانگ اونروز در حین مکالمات رادیویی که با زمین داشت یه جمله دیگه ای هم به زبان آورد و گفتش: " آقای گورسکی موفق باشی!" وقتی آرمسترانگ از ماه به زمین برگشت هر وقت که ازش سوال میشد این جمله بی ربط وسط مکالماتت چی بوده و چه معنی میداده فقط لبخند میزد و چیزی نمیگفت. در حدود 26 سال بعد وقتی یه خبرنگار دوباره ازش پرسید که معنی اون جمله چی بوده جواب داد که آقای گورسکی تا حالا حتما مرده و دیگه اون میتونه جریان رو تعریف کنه. آرمسترانگ گفت: وقتی من بچه بودم داشتم تو حیاط خونمون با دوستم بیس بال بازی میکردم. وسط بازی توپم افتاد تو حیاط همسایه بغلیمون که اسمش آقای گورسکی بود. وقتی من رفتم که توپ رو بیارم متوجه شدم که از اتاق خواب اونا یه صداهایی میاد و خانم آقای گورسکی داره به شوهرش میگه: "چی؟ تو از من سکس از دهن میخای؟ عمرا! فقط وقتی این کارو انجام میدم که پسر همسایه بغلی رو کره ماه راه بره!" |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت توسط Sir Mullich
|
|
||
|
|
|
|
|
هرچند از اواخر دهه نود، این ایده به تدریج در میان نخبگان آمریکایی رواج یافته است اما با تجزیه و تحلیل تصاویر منتشر شده از سوی «ناسا» و تطبیق آن با اصول علمی، احتمال صحت این ادعا افزایش یافته است. پاسخهای متناقض و قابل تشکیک «ناسا» به ابهامات طرح شده نیز به تقویت این افشاگری منجر شده است. دلایل زیادی برای وجود این شک و تردید وجود دارد که من در اینجا تعدادی از آنها را بصورت خلاصه آورده ام: تکنولوژی: آیا تکنولوژی دهه 60 میتوانست سه نفر انسان را از جو زمین خارج کرده و دو نفر از آنها را به ماه ببرد؟ بهترین کامپیوترهای آن زمان به اندازه پردازشگر یک ماشین لباسشویی امروزی حافظه و سرعت نداشتند و آیا بدون استفاده از کامپیوتر آن سفر شدنی بوده است؟ عکسها: در عکسهای آنها در آسمان هیچ ستاره ای دیده نمیشود! در حالیکه در تمام عکسهای فضایی آسمان پر از ستاره است. آیا ناسا این عکسها را جلوی پرده آبی گرفته است؟ همچنین میدانیم که ماه اتمسفر ندارد و به همین خاطر اجسامی که در سایه باشند دیده نمیشوند و فقط اجسامی که در نور مستقیم باشند دیده میشوند. ولی عکسهای ناسا از ماه اینچنین نیست و بعضی قسمتهای سایه نور ملایمی دارند و آنهایی که در نور مستقیم هستند باید بسیار روشنتر و درخشنده تر باشند. در یکی از عکسهایی نیز که از طرف ناسا ارائه شده است سه فضانورد دیده میشود! از طرفی عکسی که نشان دهنده محل قرار گرفتن سفینه آنها میباشد فاقد هر نوع گودال و یا سوختگی بر اثر فرود آمدن سفینه میباشد و این بسیار عجیب است. زیرا میدانیم سفینه ای که بتواند این مسیر طولانی را طی کرده و آن همه تجهیزات با خود حمل کند قطعا بسیار سنگین بوده و هنگام فرود نیروی زیادی بر سطح ماه وارد میکند. درجه حرارت: دمای هوا در ماه روزها به 120 درجه میرسد و در این دما آنها چگونه فیلم یا عکس گرفته اند؟ شبها نیز دما یه منفی 30 درجه میرسد و در این دما همه چیز ترد و شکننده میشود. این تفاوت دما باعث انقباض و انبساط بسیار زیاد اشیا و مخصوصا سفینه و تجهیزات آنها شده و کارکرد آنها را مختل میکند. راه رفتن فضانوردان: میدانیم گرانش ماه یک ششم گرانش زمین است. پس چرا فضانوردان گاهی روی ماه به راحتی راه میروند و گاهی جست و خیز میکنند. شهاب سنگها: ماه به دلیل نداشتن اتمسفر در معرض برخورد هزاران شهاب سنگ قرار دارد و این خطر در طول سفر نیز وجود داشته است. جو زمین: جو زمین مانند کمریندی عمل میکند که زمین را از امواج رادیویی حفظ میکند. این کمربند رادیویی تا فاصله 700 مایلی زمین کشیده است و با توجه به فاصله 2000 مایلی ماه باید از این کمربند عبور کرد و بعد از گذر از آن باید در برابر این تشعشعات رادیویی مقاوم بود. لذا باید لباسها و سفینه فضانوردان بسیار مقاوم بوده و از لایه های بسیار ضخیم سرب پوشانده شده باشند. در صورت علاقه به دیدن متن کامل این مقاله و عکسهای مورد نظر e-mail خود را درج کنید تا آن را برایتان ارسال کنم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت توسط Sir Mullich
|
|
||