اثر پروانه ای

     در آنالیز عددی یک دسته بندی کلی وجود دارد که مسائل را به دو بخش خوش وضع و بد وضع تقسیم می کند. مساله خوش وضع مساله ای است که تغییرات در داده های اولیه مساله یا تغییر در الگوریتم محاسبه جواب، تغییر چندانی در جواب نهایی مساله ایجاد نمی کند. اما در یک مساله بد وضع با بوجود آمدن یک تغییر کوچک در داده های اولیه تغییر بسیار زیادی در جواب ایجاد میشود.

ادوارد لورنز ریاضی دان آمریکایی در سال 1972 وقتی در تلاش برای حل یک معادله دیفرانسیل پیچیده بود به این نتیجه رسید که گرد کردن جوابها در هر مرحله او را آنچنان از جواب واقعی مساله دور کرده است که جواب نهایی بدست آمده عملا ارزشی ندارد و در معادله صدق نمیکند. او با ارائه این مساله نشان داد که در بسیاری از مسائل ریاضی و فیزیک جواب مساله وابستگی زیادی به شرایط اولیه دارد. یک مثال ساده در این زمینه، توپی است که در قله کوهی قرار گرفته است. اين توپ با ضربه بسيار کمی، بسته به اينکه ضربه از چه جهتی زده شده باشد، می تواند به هرکدام از دره های اطراف سقوط کند. این فرضیه بعدها با نام عامیانه اثر پروانه ای مطرح شد و به پایه گذاری نظریه آشوب انجامید. لورنز در زمان اعلام فرضیه اش پرسیده بود: "آيا بال زدن پروانه ای در برزيل می تواند باعث ايجاد تندباد در تگزاس شود؟"

اثر پروانه ای مرا یاد داستان کوتاه ماشین زمان میاندازد. در این داستان قهرمانان داستان با ماشینی تخیلی وارد چندین هزار سال پیش میشوند و یکی از آنان به طور غیر عمد پروانه ای را زیر پای خود له میکند. اما وقتی به زمان حال برمیگردند با تغییرات شگرفی در دنیا مواجه میشوند. قبل از رفتن آنها به گذشته انتخابات به نفع حزب دمکرات تمام شده بود، ولی بعد از بازگشت نتیجه انتخابات را به نفع حزب جمهوریخواه می بینند. شکل و شمایل بعضی اطرافیان آنها عوض شده است و خطی که با آن نگارش میشده اندکی تغییر کرده است.

شاید این داستان کمی اغراق آمیز به نظر برسد ولی بهر حال نمیتوان تاثیر اعمال و کردار انسان بر طبیعت و آینده جهان را انکار کرد. وقتی کشتن یک پروانه در هزاران سال بعد این چنین تاثیر گذار باشد، چگونه میتوان از مرگ هزاران انسان در زمان حال به آسانی گذشت؟ حتی اگر به اخلاقیات نیز اعتقادی نداشته باشیم باز هم میتوان نشان داد که کشتن حتی یک انسان تاثیر زیادی بر دنیا خواهد گذاشت...

تکنولوژی وایرلس

کاریکاتور زیبایی که از دیدن آن سیر نمیشوم:

بچه بازی ممنوع!

احمدی نژاد: «غرب دست از بچه بازی بردارد و با دم شیر بازی نکند.»

و حالا ترجمه این سخنان در سایتها و روزنامه های خبری:
لوماتن: «احمدی نژاد گفت که غرب دست از لجاجت و تجاوز به کودکان بردارد و با شیرها بازی نکند.» نشریه اسپانیایی ال پائیس نیز نوشت: «رئیس جمهور ایران غرب را متهم به کودک آزادی کرد و گفت که شورای امنیت نباید با شیرها بازی کند.» نشریه لا کرودونیای ایتالیا نیز نوشت: «احمدی نژاد به غربی ها هشدار داد که نباید با لجبازی به کودکان تجاوز کنند و شیرها را بکشند.»

پای درد دل خانمها

اگر مردها مي توانستند حامله شوند آن وقت سقط جنين آيين مقدسي مي شد!

شما هميشه مي توانيد براي سالگرد ازدواج، شوهرتان را غافلگير کنيد. فقط کافي است يادش بياوريد که آن روز سالگرد ازدواج شماست!

شوهرم گفت به فضاي بيشتري احتياج دارد، من هم او را به بيرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل کردم.

اگر چه مي دانم دوستم دارد، اما غمگينم، چون نگاهش به شيريني روياهاي من نیست.

مردها با يک بيماري وراثتي متولد مي شوند. روانشناسان در تعريف اين بيماري مي گويند: ترس از اينکه اگر به زني وابسته شوي، مرد مجردي در جاي ديگري ممکن است از زندگي بيشتر از تو لذت ببرد!

اگر زني رنگ شاد بپوشد، رژ لب بزند، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد. ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود!

فکر مي کنيد قبل از اينکه يک مرد اعتراف کندکه گم شده است چند راه ديگر را بايد بالا و پايين برود؟

تنها 99 درصد مردها هستند که باعث بدنامي 1 درصد باقي مانده مي شوند!

ما نقاط مشترک زيادي با هم داشتيم، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود!

اکثر مردها سه گروه را دوست دارند ولي هيچ وقت آنها را درک نمي کنند: افراد مونث، دخترها و زنها!

حرفي نيست که زنها کودن هستند، ولي آنها براي اين اين طور آفريده شده اند که بتوانند با مردها برابري کنند!

براي اينکه مردي را واقعا بشناسيد ببينيد که با يک زن، يک بچه و يک لاستيک پنچر چطور رفتار مي کند.

زن بودن کار بسيار شاقي است، چون معمولا مستلزم سر و کله زدن با مردهاست!

پرسش: وقتي شوهرت با عصبانيت از خانه بيرون مي رود چه کار مي کني؟ پاسخ: در را پشت سرش مي بندم!

شما خيلي مردهاي باهوش را مي شناسيد که با زنهاي کودن ازدواج کرده اند، ولي هرگز زن باهوشي را پيدا نمي کنيد که با مرد کودني ازدواج کرده باشد!

رنگین کمان

چند روز پیش که بارون اومد رنگین کمان قشنگ و فوق العاده بزرگی بالای شهر پیدا شد که از برج میلاد شروع شده بود و تا اون پایینای تهران ادامه داشت. انقدر دور و انقدر بالا بود که به سختی میشد اون هفت رنگ جادویی رو توش تشخیص داد:
بنفش - نیلی - آبی - سبز - زرد - نارنجی - قرمز
برای چند دقیقه مبهوت اون همه زیبایی شدم. شاید سالها بود رنگین کمان ندیده بودم. هوا داشت به سرعت صاف میشد و رنگین کمان در حال محو شدن بود. مریم میگفت: چقدر خدا باحاله! چه چیزای خوشگلی درست میکنه!
منم با خودم میگفتم: آره واقعا خدا خیلی باحاله...