بزیر خاک می باید ...
در خواب بدم مرا خردمندی گفت کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چکنی که با اجل باشد جفت می خور که بزیر خاک می باید خفت
۲۷ اسفند ۱۳۸۷ کجا خواهیم بود؟ خوابیم یا بیدار...
در خواب بدم مرا خردمندی گفت کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چکنی که با اجل باشد جفت می خور که بزیر خاک می باید خفت
۲۷ اسفند ۱۳۸۷ کجا خواهیم بود؟ خوابیم یا بیدار...
این جماعت شوفرهارو جون به جونشون کنی آخر سر میان سراغ کمر و زیر کمر. دیروز با راننده اداره رفتیم بیرون. یه سبیل از بنا گوش در رفته تو ماشین بغلی نشسته بود. این جناب راننده تا طرفو دید حداقل ۷ تا داستان درباره سبیل گفت و ۵۰ تا کتاب نام برد که درباره سبیل بودند و آخرسر هم از خاطرات تیمور لنگ گفت که وقتی لشگرکشی میکنه هند اونجا به هندیای سبیل دراز میگه مردی به سبیل نیست و داستان رشادتاشو تو هند گفت و خلاصه کف بر شدیم از معلومات و اطلاعاتش. تو مملکتی که هیات علمیاش نمیدونن کتاب چیه طرف اندازه موهای سرش کتاب خونده بود. اما آخرش نذاشت موضوع به خوبی ختم به خیر بشه و یه خاطره خوش ازش تو ذهنمون بمونه و آخرسر موضوع رو کشوند به ایرج میرزا و چند تا ازون شعرای کاف دارش خوند و خلاصه همرو مستفیض کرد! واقعا این شوفر جماعت هم دنیایی دارن...