شوفر جماعت
این جماعت شوفرهارو جون به جونشون کنی آخر سر میان سراغ کمر و زیر کمر. دیروز با راننده اداره رفتیم بیرون. یه سبیل از بنا گوش در رفته تو ماشین بغلی نشسته بود. این جناب راننده تا طرفو دید حداقل ۷ تا داستان درباره سبیل گفت و ۵۰ تا کتاب نام برد که درباره سبیل بودند و آخرسر هم از خاطرات تیمور لنگ گفت که وقتی لشگرکشی میکنه هند اونجا به هندیای سبیل دراز میگه مردی به سبیل نیست و داستان رشادتاشو تو هند گفت و خلاصه کف بر شدیم از معلومات و اطلاعاتش. تو مملکتی که هیات علمیاش نمیدونن کتاب چیه طرف اندازه موهای سرش کتاب خونده بود. اما آخرش نذاشت موضوع به خوبی ختم به خیر بشه و یه خاطره خوش ازش تو ذهنمون بمونه و آخرسر موضوع رو کشوند به ایرج میرزا و چند تا ازون شعرای کاف دارش خوند و خلاصه همرو مستفیض کرد! واقعا این شوفر جماعت هم دنیایی دارن...
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت توسط Sir Mullich
|
در افسانه های یونان cyclops یا غول یک چشم موجودی از خانواده کهن غولها میباشد که یک چشم در وسط پیشانی خود دارد...