چند لطیفه! بعضی نو بعضی کهنه ...
يك ژاپنی بعد از 15 سال به يك سوسک ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند يك تركه داشته از اونجا رد ميشده ميبينه همه عقب وايستادن و يك سوسک هم اون وسط هست ميره با پا سوسکرو له ميكنه ميگه اخه سوسک هم ترس داره?
خروسه به مرغه ميگه: نوک ميدي؟ مرغه با عشوه ميگه نه! خروسه ميگه به جهنم با خودکار مينويسم.
زن رشتي با عچله به مطب دکتر زنان برميگرده و مي گه: ببخشين من شورتم رو اينجا جانگذاشتم؟ منشی مي گه: نه. زنه مي گه: پس حتما توي دندون پزشکي جا گذاشتم!
غضنفر برا خريد عروسي ميره كفش فروشي، به كفاشه ميگه يه كفش عالي ميخوام. كفاشه ميگه: يه كفش بهت ميدم تو كل ايران لنگه نداره! غضنفر داد ميكشه: آخه مرد حسابي با يه لنگه كفش كه جلو مهمونا آبروم ميره!
به ترکه می گن مشتی آخرش دخترت رو به کی دادی؟ می گه غریبه نیست، دامادمونه!
تركه دو دستش به كمر وايساده بود تو اتوبوس! ازش ميپرسن چرا دست به كمر وايسادي؟ يه نگا ميكنه پايين و ميزن تو سرش: واي پس هندونه هام كوش!
در افسانه های یونان cyclops یا غول یک چشم موجودی از خانواده کهن غولها میباشد که یک چشم در وسط پیشانی خود دارد...